Browse images and videos on Instagram. Find out Most Popular Hashtags and Users.Picgra
  1. Homepage
  2. @shards.of.the.moon
Mahtab (@shards.of.the.moon) Instagram Profile Photo shards.of.the.moon
Fullname

Mahtab

Profile Url

Share
Statistics for "Mahtab (@shards.of.the.moon)"
Suggested users for Instagram Profile "Mahtab (@shards.of.the.moon)"
سید یاسین حسینی (@lyasinl) Instagram Profile Photolyasinl

سید یاسین حسینی

Saeed Massahi (@el_massahi) Instagram Profile Photoel_massahi

Saeed Massahi

Mate Eringer (@keringer) Instagram Profile Photokeringer

Mate Eringer

Mahtab (@shards.of.the.moon) Instagram photos and videos

List of Instagram medias taken by Mahtab (@shards.of.the.moon)

Advertisement

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "When the dreamer dies, what happens to the dream?
📷: @ucefamiri" - 1950796943421941825
ReportShareDownload53748

When the dreamer dies, what happens to the dream? 📷: @ucefamiri

Advertisement

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "💀🌹#collage" - 1934156388936093737
ReportShareDownload3444

💀🌹

Advertisement

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
چرخش دیوارها سریع و سریع‌تر شد.
چشمهایم باز مانده بود و مثل مجسمه به زیرسیگاری روی میز دوخته ‌شده بود.
صداها بم می‌شدن" - 1897372724688777558
ReportShareDownload32859

• چرخش دیوارها سریع و سریع‌تر شد. چشمهایم باز مانده بود و مثل مجسمه به زیرسیگاری روی میز دوخته ‌شده بود. صداها بم می‌شدند. جریان خون را توی رگ‌های صورتم احساس می‌کردم. گوش‌هایم داغ‌تر شدند. بعد مثل یک ببر گرسنه، حمله ‌کردم: «چرا گفتی؟ چرااا؟ اصلاً چی گفتی؟؟ من بلد نیستم این حرفا چیه. نکنه دیوونه شدی؟ یا من دیوونه‌ای چیزی‌ام؟؟ به من نگاه کن وقتی باهات حرف میزنم. اوهوی... با تو ام. یعنی چی که هرچی میخوای میگی؟ یعنی حتی من هم نباید بفهمم چی‌چی میگی؟ وقتی میبینی دارم توی... نه... وقتی میبینی خونه داره توی من غرق میشه، نباید دستمو بگیری؟» چشم‌هایم را به این طرف و آن طرف چرخاندم و بعد پایم را ‌کوبیدم روی زمین: «نباید دستمو بگیری؟؟» بعد یک خنده‌ی عصبی تحویلش دادم و با یک پرش خودم را انداختم روی کاناپه. بعد نگران و لرزان و آهسته گفتم:« آخه من تا کِی...» و بقیه‌اش را قورت دادم و فرار کردم. رفتم زیر میز. بین لباسهای آویزان شده‌ی توی کمد. بالای یخچال. توی کابینت‌ها. از لا به لای سوراخ‌های دریچه‌ی سینک سُر خوردم و رفتم. پژواک صدایم در دیوارهای خانه ماند: «دنبالم بگرد، با چشم‌هایی که حرف‌هایشان را بفهمم. من یک ببر گرسنه‌ام...»

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
" Confidence is silent. Insecurities are loud. "" - 1896761441203453701
ReportShareDownload3341

• " Confidence is silent. Insecurities are loud. "

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
جا شمعیِ قشنگِ من
سفید پوشیده... ♥️" - 1893571188426609529
ReportShareDownload2441

• جا شمعیِ قشنگِ من سفید پوشیده... ♥️

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
«دقت از ملزومات یک قتل زیباست.»
She said.
She wanted to kill me.
Will she??" - 1888759091155010226
ReportShareDownload40869

• «دقت از ملزومات یک قتل زیباست.» She said. She wanted to kill me. Will she??

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "👽
The lack of sensitivity in you
Is so ugly
So ugly
It makes you so ugly
So ugly
You're so ugly
So ugly
And I know..." - 1876310940473283585
ReportShareDownload18775

👽 The lack of sensitivity in you Is so ugly So ugly It makes you so ugly So ugly You're so ugly So ugly And I know...

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
روزی خواهم مُرد و به یک جای بسیار عجیب خواهم رفت،
Will i see you there?
و شاید هم خواهم مُرد و به هیچ جا نخواهم رفت،
ا" - 1875173466543787568
ReportShareDownload27886

• روزی خواهم مُرد و به یک جای بسیار عجیب خواهم رفت، Will i see you there? و شاید هم خواهم مُرد و به هیچ جا نخواهم رفت، اما Will i see you there?? و شاید حتی هیچ روزی نخواهم مُرد، با وجود همه‌ی اینها Will i see you there?????

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
برایش نوشتم:
«دوست خیالی‌ام امروز گریه میکرد، ناخن میکشید به ناخودآگاهم. تصوّر تو زنده میشد نگارین... تو، تو، فقط تو.»" - 1872266468320047582
ReportShareDownload9606

• برایش نوشتم: «دوست خیالی‌ام امروز گریه میکرد، ناخن میکشید به ناخودآگاهم. تصوّر تو زنده میشد نگارین... تو، تو، فقط تو.» نگارین اما، مرده بود. P.s: excuse my face

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
J. Krishnamurti — 'It is no measure of health to be well adjusted to a profoundly sick society.'" - 1866166523410046655
ReportShareDownload5516

• J. Krishnamurti — 'It is no measure of health to be well adjusted to a profoundly sick society.'

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
سرم میخوره به اینجا و آنجا،
اینجا و آنجا پرت می‌شن زمین.
قیافه‌م لیز است، یعنی که کش آمده.
میپرسم:
«چرا وقتی خوشحال بو" - 1850592502618572816
ReportShareDownload511.16K

• سرم میخوره به اینجا و آنجا، اینجا و آنجا پرت می‌شن زمین. قیافه‌م لیز است، یعنی که کش آمده. میپرسم: «چرا وقتی خوشحال بودم ۱۲تا لایک داشتم، وقتی غمگین بودم هزارتا؟؟» او در جواب یک جوری اخم میکنه انگار که اخم، کردنیه. قیافه‌م سُر میخوره اینجا و آنجا و کف زمین: «یعنی که میخوای بگی آدما از غصه‌ها تغذیه میکنن یا همچین چیزی؟ مثلاً رشد کرده‌ی ما دست‌بوسِ غم‌هاست؟ زرشک!»

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
A portrait of an insomniac in Tehran, 2018
•
(چندوقتی‌ست که دارم به یک بازگشت شکوهمندانه به اینستاگرام فکر میکنم اما ب" - 1846133248587283237
ReportShareDownload30953

• A portrait of an insomniac in Tehran, 2018 • (چندوقتی‌ست که دارم به یک بازگشت شکوهمندانه به اینستاگرام فکر میکنم اما به قول گفتنی "فاک ایت" ، هیچ چیز درباره‌ی بازگشت به اینستاگرام شکوهمندانه نیست.)

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
به کاغذ روی میز خیره می‌شود و بدون اینکه سرش را بالا بیاورد میگوید:
-چقدر شما بغرنج هستید.
آن را مچاله می‌کند. سعی می‌" - 1759054222270449091
ReportShareDownload36767

• به کاغذ روی میز خیره می‌شود و بدون اینکه سرش را بالا بیاورد میگوید: -چقدر شما بغرنج هستید. آن را مچاله می‌کند. سعی می‌کند با تمام زوری که دارد کاغذ را در مشتش فشار دهد. بعد دستش را باز میکند و کاغذ را روی میز رها می‌کند. به کاغذ اشاره می‌کند: -یعنی به این شکل. به این صورت. کمی به کاغذ خیره می‌شوم: +نمیفهمم. دی‌وی‌دی رایت شده‌ی فلان فیلمِ هالیوودی را برمیدارد. چشم‌هایش را ریز میکند و دی‌وی‌دی را از دو طرف خم میکند. من هم چشمهایم را ریز می‌کنم وکمی عقب میروم. دی‌وی‌دی میشکند. به تکه‌هایش اشاره می‌کند: -اینطوری مثلاً. ببیند. این تیکه‌ها از هر زاویه یک رنگ متفاوت هستن. بعد با چشم‌های گرد شده زل میزند به من: -فهمیدید؟ به این صورت. سرم را با نگرانی تکان می‌دهم که یعنی «نه!». دستش را میکوبد روی میز. چشم‌هایش از عصبانیت قرمز می‌شوند. اخم می‌کند. با یک حرکت سریع مچ دستم را می‌گیرد و شروع می‌کند به پیچاندنش: -نفهمیدید؟ نفهمیدید عزیزم؟ (قرچ قرچ) +آ.. آ.. آخ بیشتر می‌پیچاند: -بغرنج به این معناست عزیزم. (قروچ قروچ) +آی روانیِ سگ. گُهِ سگ. نکن. (قرررررچ) -چرا نمیفهمید عزیزم؟ فهمیدید؟ +آی‌آی.. خب میگم نهههه دیوونه. آخ. نههه. (قرچ) صورتش کاملاً قرمز است و ابروهایش در هم: -عزیزم فهمیدید؟(قرچ قروچ) +آی آی آی... /گریه/ +آره.. آره. /گریه/ +بخدا فهمیدم /گریه/ دستم را رها میکند. یک نفس عمیق می‌کشد و لبخند می‌زند. میدوم و با گریه دور میشوم: +دیوونه‌ی سگ. احمقِ سگ. خر وحشی. وحشی. /بغرنج می‌شوم/

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
چقدر خانه‌ات خوشبخت است
و اتاقت
و لباس هایت خوشبختند
و خواب‌هایت که در آنها فرو میروی،
آهسته آهسته
و در هیچکدامشان،
اث" - 1740829975140336127
ReportShareDownload361.06K

• چقدر خانه‌ات خوشبخت است و اتاقت و لباس هایت خوشبختند و خواب‌هایت که در آنها فرو میروی، آهسته آهسته و در هیچکدامشان، اثری نیست از من. و مغزِ من که در آن فرو رفته‌ای، خوشبخت است. دست هایم اما آهسته آهسته به سمت تنهایی یکدیگر میروند، روی میز، بی‌حرکت میشوند و چقدر خوشبخت نبودنشان توی ذوق می‌زند.

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : ""You look familiar"
Lol shut up I’m always at home" - 1713955714962497217
ReportShareDownload9706

"You look familiar" Lol shut up I’m always at home

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "•
تو را ميبينم كه كنارم ايستاده اى.
بند بند تنم از هم ميپاشد. كتف هايم ميسوزند و زانوهايم به پايين كشيده ميشوند.
جاى بند" - 1672793851423901183
ReportShareDownload37927

• تو را ميبينم كه كنارم ايستاده اى. بند بند تنم از هم ميپاشد. كتف هايم ميسوزند و زانوهايم به پايين كشيده ميشوند. جاى بند كوله روى استخوان شانه ام تير ميكشد. انگشتانم نميدانم سرشان را كجا گذاشته اند و خواب رفتند. و من در اينهمه شلوغى و سر و صداى استخوان ها به تو خيره ميشوم كه حواست نيست. دردم مى آيد از خودم. تمام تنم را احساس ميكنم. شانه ها داد ميزنند كه ما هستيم، ستون فقرات تير ميكشند كه هستيم. ران ها ذوق ذوق ميكنند كه ما هم. بدون اينكه متوجه حضورم شوى چند قدم به عقب ميروم. پاهايم را به جدول كنار خيابان ميكوبم كه يعنى خفه خون بگيريد، شما نيستيد، نيستيد، نيستيد. سرت را سمت من ميچرخانى و يك ديوانه ميبينى كه مدام پاهايش را به جدول ميكوبد. كف پاها نميخواهند روى زمين بند شوند ميخواهند به سمت تو بدوند كه يعنى ما هستيم. يواشكى بهشان ميگويم نميشود جور ديگرى بگوييد كه هستيد لامصب ها؟ يك جور قشنگ تر، صميمى تر... بعد گردنم را كج ميكنم و دور ميشوم.

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "If people could read our minds,
We'd get punched in the face alot." - 1585877378420453733
ReportShareDownload351.27K

If people could read our minds, We'd get punched in the face alot.

 image by Mahtab (@shards.of.the.moon) with caption : "ANTILOGY" - 1560427770806737154
ReportShareDownload24968

ANTILOGY